خرید بک لینک
بالاخره روز شنبه و یکشنبه اسباب کشی انجام شد ..کلی کار داشتیم ولی خانواده ها اومدن کمک..منم که همچنان استراحت مطلق بودم...خیییلی سخت گذشت...امیدوارم با جای جدیدمون کنار بیام...بیبی قشنگوی ناز خونمون هم رفت خونه جدید...ایشالله اینجا قراره بدنیا بیاد:-):-)

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 19:35

روز دوشنبه بعد از ۲۵روز اومدیم بهبهان..این اولین سفر بیبی قشنگو به شهر خودش بود:-):-)رفتیم پیش دکتر ملکی برای سونو ...وای اینقدر آب خورده بودم که داشتم میترکیدم ولی خدا رو شکر سونو انجام شد و بیبی کوچولوی 11میلیمتری رو بالاخره دیدیم...واااای قربووون قلبش برم که 139تا میزد:-):-)وااای جووونم خوشحالی رو توی چهره عشقم میدیم...خدا رو شکر هماتوم برطرف شده بود ..

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 19:35

امروز 30شهریور سه شنبه بود و عید غدیر...رفتیم عروسی عبدالله...این اولین عرووووسی بیبی قشنگو بووود...عزززیزززم ایشالله عروسی خودت لووووبیای مامانی:-*:-*:-*

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 19:35

بیبی قشششنگوی من امروز شدیم 6هفته و دو روز ..هفته دیگه قراره بریم قلب خوشگلت رو توی سونوگرافی ببینیم..قربووون قلبت برم ..

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 14:39

تمشک خووونمون امروز رفتیم خونه جدید پیدا کردیم...دلم واسه اینجا خیییلی تنگ میشه...الان واقعا دلم گرفته...خودمم نمیتونم کاری کنم...اینجا خیییلی برامون خوب بود دلم میخواد اونجا هم مثل اینجا دوست داشته باشم..یه مقدار دلشوره دارم تمشک خونمون..انشالله به خیر میگذره..

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 14:39

امروز هفته شش تمام میشه و بیبی جووونم وارد هفته هفتم میشه..این هفته اندازه تمشک میشهعااااشقتم تمشک مامان..

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 13:20

بیبی قشنگ نازم مرسی که اومدی...خیلی دوستت دارم..توی سایتها نوشته الان توی هفته پنجم اندازه یه کنجد هستی...کنجد خوووونمون عااااشقتم...بیبی قشنگو راستی میدونی من بابای بیبی قشنگو رو خییییییییییلی دوست دارم ..همه زندگیمه بابای خونمون

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 11:46

بیبی قشنگو الان توی هفته پنجم هستیم...کنجد مامانی اطراف ساکی که خونه تو میشه لخته خون دیده میشه..خیلی ناراحت شدم کنجد خوشگلکم...فقط تلاش کن و بمووون...خوشگل خونمون خیییلی دوستت دارم دلم نمیخواد از پیشم بری..دیشب تا ساعت 1طول کشید تا داروها را بابای ناز خونمون گرفت و استفاده کردم...فعلا هم که در حال استراحتم جیگر مامان...من تلاشم رو میکنم ولی تو مقاوم باش شیرینکم..

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 11:46

قندک مامانی امروز 19شهریور 5هفته و 4روزه شدی.عدسی مامان جووون امروز با من از صبح سر جلسه آزمون استخدامی بوده و کمک مامانی کرده تا جوابها رو زودی بزنه و بیادتااازه عدس مامان امروز یه تیکه موز خوردم..اگه بدونی چقد خوشمزه بود.

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 11:46

صفحه بندی